نجمهنجمه، تا این لحظه 7 سال و 4 روز سن دارد

نجمه جون

پرنسسم

    ابریشم موهایت , حکایت جاده ی ابریشم است ... تمام تاریخ را به هم گره می زند ...               ...
4 آذر 1397

درس آب

    عزیز دل من..... به لطف خدای مهربون تو داری بزرگتر میشی و من روز به روز عاشق تر و مادر تر.... نازنین من میخوام اینو بدونی که هرلحظه خدا رو شاکرم از اینکه گل زیبایی مثل تو رو به ما عنایت کرد. و از اینکه شاهد هرروز بزرگ شدن و با سوادشدنت هستم لذت میبرم ❤❤جشن آب ۱۲ آبان ۹۷❤❤                       ...
12 آبان 1397

پاییز

    مرا ببوس  بگذار پاییز سر در گم شود  که عشق از او آغاز شد یا از بوسه های تو ... یه عکس زیبا از دختر عزیزم و عکس دوم پشت صحنه این عکس با عموی مهربون(شوهرخاله افسانه) 😂😂😂                     ...
11 آبان 1397

دیکته

    دخترم دیکته میکنم برایت امروز عشق را  شوق زندگی را  خوب بودن و انسان بودن را  یکرنگی را سر هم بنویس و بی وفایی را جدا روی تمام حروف مهربانی تشدید بگذار بگذار هرکه می‌خواهد غلط بگیرد  تو درست بنویس و پیش دل خودت بیست بگیر عزیزکم                   ...
9 آبان 1397

بابا آب داد ...

    می ایی درست شبیه بابا آب داد با شوری نشسته در چشمانت تو هوای خانه را بغل میکینی  ومن  هوای تورا که از صبح بی قرارش بودم این چندمین بار است که یک سکانس را میبینیم! چندمین بار است که خسته میشوی ومن اصرار میورزم که نباشی گیج میخورم در هوایت وزمینم نمیزنی حقیقی ترین روایت من هوای تو تنهاهوایی است که ابری نمیشود.....             ...
3 آبان 1397

روز کودک مبارک

    کودکی غنچه ای از رود صداقت به صفای آب است کودکی صفحه ای از عشق و محبت به شکوه ماه است کودکی سلسله ی اشک به دنبال سرشت است کودکی لاله ی سرخ است به باغ امید ❤❤کودک دلبندم روزت مبارک❤❤             ...
16 مهر 1397

عمرم

    مژه بر هم نزدم آینه سان در همه عمر بسکه در دیده من شوق تماشای تو بود❤❤                 ...
11 مهر 1397

دلبند کلاس اولی ام

    برای  #دلبند_کلاس_اولی_ام پنجره را باز می کنم تا کمی اکسیژن به دلم برسد.. تا عطر پاییز..حواسم را از نبودنت پرت کند... دلبندم! چند روزیست که با قدم های کوچکت،اولین گام های بزرگ شدنت را برمی داری.. و من..هنوز برایم سخت است پذیرفتن اینکه توبزرگ شده ای، دست خودم نیست عشق کوچک من! ساعتهایی که نیستی، خیالِ شیطنت های هر روزت...دیوانه ام میکند... صدایِ خنده های کودکانه ات درگوشم می پیچد، برمیگردم...ونیستی... چقدر این خانه بدونِ تو..به من نمی آید! چقدر جایِ بچگی هایت دراین خانه خالی میشود وقتی نیستی... مراببخش که اینقدر جنبه ی نبودنت را ندارم! قول میدهم به رویت هم نیاورم که لحظه های بدون...
7 مهر 1397

پاییز

    این برگ‌های زرد به خاطر پاییز نیست که از شاخه می‌افتند قرار است تو از این کوچه بگذری و آن‌ها پیشی می‌گیرند از یکدیگر برای فرش کردن مسیرت                       ...
6 مهر 1397
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نجمه جون می باشد